رژیم تحت فشار بین المللی است و در داخل هم انتخابات را دارد 25 بهمن نمی تواند خشونت کند .همه با هم 25 بهمن از ساعت 4 در تهران خیابان آزادی و در شهرستانها خیابانهای اصلی حضور میابیم.شورای هماهنگی راه سبز امید هم در ابن ارتباط بیانیه داده و دعوت کرده است.به دیگران اطلاع بدهیم به آنهایی که به اینترنت دسترسی ندارند.شعار نویسی روی اماکن را در سایت تبلیغ نماییم.
۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۸, سهشنبه
12 شهریور ایران آذربایجان است ، گاه سفر آمد نه هنگام درنگ است...چاووش میگوید ما را وقت تنگ است
12 شهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریور ایران آذربایجـــــــــــــــــــــــــــان است .همه با هم به خیابانها می رویم سرنوشت ما کف خیابان تعیین خواهد شد.
گاه سفر آمد نه هنگام درنگ است*چاووش میگوید ما را وقت تنگ است*گاه سفر شد باره بر دشمن برانیم*تا بوسه گاه وادی ایمن برانیم*وادی پر از فرعونیان و قبطیان است*موسی جلودار است و نیل اندر میان است*
گاه سفر آمد نه هنگام درنگ است*چاووش میگوید ما را وقت تنگ است*گاه سفر شد باره بر دشمن برانیم*تا بوسه گاه وادی ایمن برانیم*وادی پر از فرعونیان و قبطیان است*موسی جلودار است و نیل اندر میان است*
۱۳۹۰ تیر ۷, سهشنبه
بسیار دور از هم قد کشیدهایم مانتو و مقنعه چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با کلهای تراشیده به مدرسه پسرانه و من را به مدرسه دخترانه
بسیار دور از هم قد کشیدهایم . هر یک بر فراز صخرهای بلند و درهای عمیق؛ میانمان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد.
جدایمان کردند؛ از روز اول مهر. با پوششهای متفاوت.
مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کلهای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند. من را به مدرسهی دخترانه و تو را پسرانه .
دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند. با ردیفهای دور از هم . نیمکتهای خانمها و آقایان. با درها و راهروها و ورودیها و خروجیهای خواهران و برادران .
جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میلهها و در حرم و امامزاده با نردهها و در دریا و ساحل با پارچههای برزنتی. ..
آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنیای برای من؛ و من شدم عقدهی جنسی سرکوب شدهای برای تو.
تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان، از زور ناداني و بیماری و عقدههای جنسی، من در پي يك نگاه و توجه و متلك از تو باشم ... و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالیات کند و نگاه حریصات مانتو ام را بدرد .
جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شدهایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقدهی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم .
بسیار دور از هم قد کشیدیم. انقدر که دیگر نگاهمان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاههای انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا. در محل کار، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی .
و من باید تقاص همهی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخرهای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را . باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک میشود و من تنها در خیابانم؛ وقتی دنبال کار میگردم؛ وقتی تاکسی سوار می شوم . اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور. بهتان بر نخورد... آخر سالیان سال است که در همه جای دنیا، فقط مستراحها را زنانه و مردانه کردهاند .
منبع:
http://freetexthost.com/h4zjwa0rpl
جدایمان کردند؛ از روز اول مهر. با پوششهای متفاوت.
مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کلهای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند. من را به مدرسهی دخترانه و تو را پسرانه .
دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند. با ردیفهای دور از هم . نیمکتهای خانمها و آقایان. با درها و راهروها و ورودیها و خروجیهای خواهران و برادران .
جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میلهها و در حرم و امامزاده با نردهها و در دریا و ساحل با پارچههای برزنتی. ..
آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنیای برای من؛ و من شدم عقدهی جنسی سرکوب شدهای برای تو.
تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان، از زور ناداني و بیماری و عقدههای جنسی، من در پي يك نگاه و توجه و متلك از تو باشم ... و تو خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالیات کند و نگاه حریصات مانتو ام را بدرد .
جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شدهایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقدهی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم .
بسیار دور از هم قد کشیدیم. انقدر که دیگر نگاهمان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاههای انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا. در محل کار، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی .
و من باید تقاص همهی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخرهای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را . باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک میشود و من تنها در خیابانم؛ وقتی دنبال کار میگردم؛ وقتی تاکسی سوار می شوم . اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور. بهتان بر نخورد... آخر سالیان سال است که در همه جای دنیا، فقط مستراحها را زنانه و مردانه کردهاند .
منبع:
http://freetexthost.com/h4zjwa0rpl
۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه
22 خرداد بهانه ای برای نمیامدن نیست جز ظلم پذیری از خامنه ای و باند رمالان جمهوری اسلامی
جهان امروز ایران را تمام قد زیر نظر دارد و حلقه محاصره این حکومت غیر مردمی را هر روز تنگ تر می کند . اما ما باید خودمان تلاش نهایی را بکنیم و به فکر این که غرب آزادی را در بسته ای زیبا به ما هدیه کند نباشیم.ما باید 22 خرداد اول از خودمان بیرون بزنیم و بعد از منزلمان و به خیابان ها بیاییم.همه با هم 22 خرداد برای تعیین سرنوشتی که در کف خیابانها منتظر ماست.اطلاع رسانی کنید در تاکسی در اتوبوس و مترو و هر جایی که میدانید و میشود.
۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه
ای خامنه ای !میرحسین موسوی و کروبی را آزاد کن و مورد تکریم قرار بده،گفتند دولت رمالی می کند و پول می دهد رای میخرد و حالا اثبات شده است
آقای خامنه ای دیگه چه دلیلی برای ادامه حصر رهبرانمان داری گفتند دولت با خرید رای مردم تقلب کرده است و با شیوه رمالی حکومت داری می کند .خوب حالا شما ملخ مخ ها تازه فهمیده اید پس آزادشان کنیدو از آنان دلجویی نمایید و از ملت عذرخواهی.
۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه
وحشي گري اولاد خامنه اي تا جايي است که مادر آرش صادقي از ترس بازداشت مجددا فرزندش هنگام حمله ماموران جان باخت
بياييد همه با هم در يک اقدام جمعي به خانه آرش برويم براي تسليت .درنگ نکنيم .کسي آدرس دارد بگذارد.سکوت نکنيم .
۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه
در شرايطي که حاکميت ايران سخنراني احمدي نژاد را قهرمانانه مي خواند ،دبير کل سازمان ملل آن را محکوم کرد
رسانه هاي جمهوري اسلامي ايران بعد از سخنراني احمدي نژاد در سازمان ملل که از همه جا پراکنده گويي کرد و گفت به جز کشور خودش را يک موفقيت مي دانند و مرتب در حال پخش خبر و تفسير مبني بر قهرمان جلوه دادن وي هستند.اما همه مي دانند که اين سخنراني جز ايجاد انزجار جهاني بيشتر دستاورد ديگري براي کشور نداشته است .واکنش دبير کل سازمان ملل و محکوميت سخنان احمدي نژاد نمونه بارز اين مدعاست.
اشتراک در:
پستها (Atom)